تبليغاتX
پائيزانه - تروريست از ديدگاه ژاپنی

پائيزانه

تروريست از ديدگاه ژاپنی

تا حالا همه جور حرفی را تحمل کرده بودم غير از اين يکی.
استاد من ميشه گفت که ساديسم داره، و خيلی از چيزها رو نميتونه تحمل کنه، مثلا اگه من هفته ديگه سمينار دارم بايد حتما يک هفته قبل همه کار ها رو انجام داده باشم وگرنه ديونه ميشه.خوب گاهی اوقات ميشه زودتر آدم يک کاری رو انجام بده ولی  گاهی اوقات هم نميشه.
موضوع سميناری که اين بار انتخاب کرده بودم زياد روش مسلط نبودم، اصلا به همين دليل انتخاب کرده بودم که با خوندن مطلب راجع به ان تسلط پيدا کنم، برای همين هم کمی بيشتر از اندازه وقتم را گرفت و نتيجه اين شد که به جای يک هفته، ۵ روز قبل از ارائه آن ، abstract سمينار را به دستش رسوندم که بخونه. يعنی روز جمعه. سمينار هم قرار بود که چهار شنبه ارائه کنم. وقتی abstract را بهش دادم، گفت تو اينو امروز آماده کردی؟ گفتم، نه استاد داشتم تصحيحش ميکردم.
گفت پس تو ميری کتابخونه چی کار ميکنی؟
تو اصلا سطح درکت پائينه و نسبت به دانشجوهای ديگه خيلی کندی.
من هم مثل هميشه به جز سر پائين انداختن کار ديگه ای نميکردم.
فردای اون روز يعنی شنبه يک ايميل گرفتم که نوشته بود که به دليل دادن abstract با تاخير سمينار يک هفته به تعويق افتاد!!!
اين هفته تو ژاپن دوشنبه تعطيل بود برای همين من سه شنبه اومدم و ديدم که abstract را روی ميزم گذاشته و بعضی قسمت ها رو تصحيح کرده.
بعد از اينکه آزمايشم تموم شد شروع کردم به تصحيح abstract تا اينکه برای فرستادن به ايميل دپارتمان آماده بشه.
اون هم که انگار از شانس بد من با يک دانشجوی چينی توی لب دوا کرده بود اومد دق ودليش رو سر من در آورد،
تو اصلا مثل يک دشمن برای من محسوب ميشی!!!
تو اصلا يک تروريستی!!!
چون داری منو ميکشی!
تو عمر منو کوتاه ميکنی!
تو برای سلامتی و جون من خطرناکی!!
 خونواده من خيلی از دست تو ناراحت هستند چون تو ممکنه باعث مرگ من بشی!!!
بعد هم با عصبانيت رفت خونه.

حالا پدرسوخته از من هم سالمتره، و هر روز ميره ۲ ساعت ميدوه، تا مبادا کمتر از ۹۰ سال عمر کنه!


چند دقيقه ای از رفتنش نگذشته بود که دوباره ديدم اسم sensei روی موبايلم نوشته شده، و اين يعنی دوباره دردسر!
من از تو ميخوام که قيد گرفتن دکترا را بزنی!! همين .
و بعد هم گوشی را قطع کرد!!

+ نوشته شده در  Thu 13 Oct 2005ساعت 10:20  توسط پائيزانه  |