کپی
ديروز حسابی از کرامات استاد معظم له بهره مند شدم و برای اينکه از خجالت ايشون در بيايم ميخوام حسابی بترکونم.
اما قبل از هر سخنی ذکر چند نکته ضروری است:
هيچ گونه رابطه استاد و شاگردی بين من و ايشون وجود نداره.
تمام احترامی را که برای ايشون قائل هستم از روی ترس و استرس بوده و قلبا هیچ احساس ارادتی نمی کنم.
به خاطر استرسهائی که در گذشته به من و خونواده ام وارد کرده و همچنین گرفتن موقعیتهای یادگیری که در واقع مهمترین دلیل نفرت و انزجار من را تشکیل میده باعث شده که من اين احساس را پيدا کنم.
جالبه که بدونيد اون هم همين احساس را داره و از اون جالب تر اينه که احساسشو بيان هم ميکنه. مثلا ميگه من از تو خوشم نمی آد و دل خوشی ندارم٬ در آينده هم هيچ کمکی بهت نمی کنم، خودت بايد بری کار پيدا کنی و من هيچ توصيه نامه ای هم به تو نمی دم.
تا ديروز فکر ميکردم که چه آدم خوبی هست که تا حالا مسأله بزهکاری ایرانیها توی ژاپن را به روم نیاورده ٬ ولی ديروز فهميدم که در تمام اين مدت دنبال يک فرصت مناسب میگشته.
حالا جريان از اين قراره:
من يکی از پايان نامه های تو لب را بردم که از قسمتهاییش کپی بگيرم ولی موقع برگردوندن پایان نامه سر جاش مثل اجل معلق سر رسيد و فهميد که کپی گرفتم.
بعد شروع کرد به گفتن اينکه اگر هم لازم به خوندن اون پايان نامه دارم اجازه کپی گرفتن ندارم به این دلیل که من ايرانی هستم و قبلا ايرانی ها اينجا جنايات زيادی مرتکب شدند٬ ممکنه که از اين کپی سو استفاده کنم!!!
حالا عين جمله به زبان انگليسی: Iranians do lots of crimes, do not do the same.
اين در حالیه که قبلا اين پايان نامه در یک ژورنال به صورت paper چاپ شده و امکان هيچ نو سو استفاده ای هم وجود نداره و من فقط ميخواستم موقع خوندن راحت باشم و اگه خواستم مطلبی توش بنويسم يا اينکه خط بکشم مشکلی پيش نياد.
بعد هم يک سری از وقایع گذشته را ياد آوری کرد و گفت :
american people never forget pearl harbour،
japanese people never forget atomic bomb ،
I wil never forget what you did in the past!!!
اما قبل از هر سخنی ذکر چند نکته ضروری است:
هيچ گونه رابطه استاد و شاگردی بين من و ايشون وجود نداره.
تمام احترامی را که برای ايشون قائل هستم از روی ترس و استرس بوده و قلبا هیچ احساس ارادتی نمی کنم.
به خاطر استرسهائی که در گذشته به من و خونواده ام وارد کرده و همچنین گرفتن موقعیتهای یادگیری که در واقع مهمترین دلیل نفرت و انزجار من را تشکیل میده باعث شده که من اين احساس را پيدا کنم.
جالبه که بدونيد اون هم همين احساس را داره و از اون جالب تر اينه که احساسشو بيان هم ميکنه. مثلا ميگه من از تو خوشم نمی آد و دل خوشی ندارم٬ در آينده هم هيچ کمکی بهت نمی کنم، خودت بايد بری کار پيدا کنی و من هيچ توصيه نامه ای هم به تو نمی دم.
تا ديروز فکر ميکردم که چه آدم خوبی هست که تا حالا مسأله بزهکاری ایرانیها توی ژاپن را به روم نیاورده ٬ ولی ديروز فهميدم که در تمام اين مدت دنبال يک فرصت مناسب میگشته.
حالا جريان از اين قراره:
من يکی از پايان نامه های تو لب را بردم که از قسمتهاییش کپی بگيرم ولی موقع برگردوندن پایان نامه سر جاش مثل اجل معلق سر رسيد و فهميد که کپی گرفتم.
بعد شروع کرد به گفتن اينکه اگر هم لازم به خوندن اون پايان نامه دارم اجازه کپی گرفتن ندارم به این دلیل که من ايرانی هستم و قبلا ايرانی ها اينجا جنايات زيادی مرتکب شدند٬ ممکنه که از اين کپی سو استفاده کنم!!!
حالا عين جمله به زبان انگليسی: Iranians do lots of crimes, do not do the same.
اين در حالیه که قبلا اين پايان نامه در یک ژورنال به صورت paper چاپ شده و امکان هيچ نو سو استفاده ای هم وجود نداره و من فقط ميخواستم موقع خوندن راحت باشم و اگه خواستم مطلبی توش بنويسم يا اينکه خط بکشم مشکلی پيش نياد.
بعد هم يک سری از وقایع گذشته را ياد آوری کرد و گفت :
american people never forget pearl harbour،
japanese people never forget atomic bomb ،
I wil never forget what you did in the past!!!
در آینده بیشتر شما را با افکار یک موجود منفعل و سادیسمی آشنا میکنم٬ باشد که مورد عبرت همگان قرار گیرد.
