سمينار
سمينار اين دفعه اشکم را در آورد، نميدونم چرا ولی هر چی بيشتر ميخوندم بيشتر توش گم ميشدم و دست آخر هم نتيجه اش اين بود که يک هفته عقب افتاد.
ولی امروز که ارائه دادم استادم هيچ ايرادی نگرفت که برام غير قابل باور بود، فکر کنم اونقدر مطلب اين بار سخت و پیچیده بود که نه تنها خودم هم درست و حسابی نفهميدم که چی دارم ميگم، استاد هم ....پیچ شده بود ، تازه کلی هم دلم خنک شد چون دانشجوها هم سوال های چرت و پرت پرسیدند که استاده هم فهميد که اونها اصلا مقاله من را نخونده اند ٬ بعد هم حسابی به يکی گير داد که چرا مطلب من رو نخونده.
دلم خيلی خنک شد.