پدیده ای به نام پدوفیلی
ميخواستم راجع به يک موضوعی ديگه بنويسم ولی چشمام خورد به اين لینک تو وبلاگ نانا.
اونقدر تکان دهنده بود که نتونستم ازش به سادگی بگذرم.
اين پديده يعنی پدوفیلی(تجاوز به کودکان) واقعا از سالیان سال پيش ذهن من را به خودش مشغول کرده بود تا اينکه يک نفر پيدا شده و در رابطه با ان فيلم ساخته.
اون زمانی که ما مدرسه ميرفتيم هميشه بچه ها به عنوان شوخی و مسخره کردن از اين پديده نام میبردند، و من نميدونم که تا چه حد واقعی بود.
ولی هميشه پسرهای خوشگل و همچين با باسن های درشت در معرض شوخی و اذيت کردن بيشتر قرار میگرفتند. شايد من اون موقع نمی فهمیدم که اين مسئله چه قدر جدی است چون فقط به صورت شوخی بين خود بچه ها مطرح بود.
البته گاهی هم از شوخی فراتر ميرفت و بعضی از بچه های بزرگتر با نشون دادن حرکات زشت صحنه هائی را به نمايش ميگذاشتند که باعث خنده اطرافیان ميشد.
گاهی اوقات هم کار به جاهای باریکتر ميکشيد ، به طوریکه کافی بود فقط يک معلمی از يکی از دانش آموزها خوشش بياد و به اون توجه بيشتری بکنه، در اون صورت ديگه روزگار اون دانش آموز سياه ميشد، چون بچه ها ديگه دست از سرش بر نمی داشتند و هر جا که میدیدنش ميگفتند تو که با فلانی رابطه داری پس نگران نمره گرفتن نباش.
همانطور که در لینک بالا نوشته شده اين مسأله به هيچ عنوان بهش پرداخته نشده و من فکر ميکنم که خيلی ریشه ای تر از اين حرفها باشه٬ بطوریکه با شوخی های دوران مدرسه شروع ميشه و کم کم جدی ميشه.
اصطلاح بچه باز برای دوستان هم سن و سال من اصطلاح آشنائی است که از دوران مدرسه به گوشمون خورده.
اونقدر تکان دهنده بود که نتونستم ازش به سادگی بگذرم.
اين پديده يعنی پدوفیلی(تجاوز به کودکان) واقعا از سالیان سال پيش ذهن من را به خودش مشغول کرده بود تا اينکه يک نفر پيدا شده و در رابطه با ان فيلم ساخته.
اون زمانی که ما مدرسه ميرفتيم هميشه بچه ها به عنوان شوخی و مسخره کردن از اين پديده نام میبردند، و من نميدونم که تا چه حد واقعی بود.
ولی هميشه پسرهای خوشگل و همچين با باسن های درشت در معرض شوخی و اذيت کردن بيشتر قرار میگرفتند. شايد من اون موقع نمی فهمیدم که اين مسئله چه قدر جدی است چون فقط به صورت شوخی بين خود بچه ها مطرح بود.
البته گاهی هم از شوخی فراتر ميرفت و بعضی از بچه های بزرگتر با نشون دادن حرکات زشت صحنه هائی را به نمايش ميگذاشتند که باعث خنده اطرافیان ميشد.
گاهی اوقات هم کار به جاهای باریکتر ميکشيد ، به طوریکه کافی بود فقط يک معلمی از يکی از دانش آموزها خوشش بياد و به اون توجه بيشتری بکنه، در اون صورت ديگه روزگار اون دانش آموز سياه ميشد، چون بچه ها ديگه دست از سرش بر نمی داشتند و هر جا که میدیدنش ميگفتند تو که با فلانی رابطه داری پس نگران نمره گرفتن نباش.
همانطور که در لینک بالا نوشته شده اين مسأله به هيچ عنوان بهش پرداخته نشده و من فکر ميکنم که خيلی ریشه ای تر از اين حرفها باشه٬ بطوریکه با شوخی های دوران مدرسه شروع ميشه و کم کم جدی ميشه.
اصطلاح بچه باز برای دوستان هم سن و سال من اصطلاح آشنائی است که از دوران مدرسه به گوشمون خورده.
يادم نميره يک کیک و بستنی فروشی نزديک مدرسه مون بود که بچه ها بهش ميگفتند رحيم بچه باز. حالا من واقعا نفهميدم که آيا واقعا طرف اينکاره بوده يا نه؟
به هر حال به نظر من اين معضل در جامعه ما تازگی نداره، حداقل که من اين پديده را از ۲۰ سال پيش در موردش شنيدم.
فکر ميکنم جا داره اگه ميخواهيم راه حلی برای اين مسأله پيدا کنيم به ریشه های اون بپردازیم، و اينکه چرا اين پديده در ۲۰ سال پيش هم در مدارس به صورت شوخی وجود داشته و روز به روز بدتر شده.
